السيد محمد حسين الطهراني

15

معاد شناسى (فارسى)

بالجمله ، امّت‌هاى گذشته نيز به انبياء خود همينطور مىگفتند ؛ مىگفتند : ما داراى علم و دانش هستيم و به آن اتّكاء داريم و به آن خوشحال و فرحناكيم ، ديگر به شما چه نيازى داريم . و پيمبران را بر آنچه آورده بودند مورد مسخره قرار ميدادند و پيروى از آراء و افكار مرتبط به عالم غيب آنان را ، افكار كودكانه و جاهلانه مىپنداشتند . وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ؛ و احاطه كرد و فرا گرفت آنها را همان وعيدهائى كه بر آنها لبخند زده و مورد سُخريّة خود قرار ميدادند ، و عكس العمل اعمال و افكار خود ، آنها را در پرّه گرفت و مورد سَخَط و عذاب خدا واقع شدند . عذاب خدا آمد ؛ خدا گفت : بيائيد اين عذابها را با علم خود و با غرور ملّى خود برداريد ، و خود را از آن برهانيد . چگونه ميتوانيد برهانيد ؟ اين عذابهائى كه آمده و گريبان همه را گرفته ، آن بادى كه از جانب پروردگار وزيد و مأمور شد قوم عاد را - كه بر پيامبر خود حضرت هود على نبيِّنا و آله و عليه الصّلاة و السّلام انكار داشتند - هلاك كند . سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ * فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ « 1 » . « گماشت آن باد را خداوند بر قوم عاد هفت شب و هشت روز ، براى قلع و قمع كردن آنها و از بيخ و بن برآوردن . آن باد و زيد و تمام مردم را مانند تنه‌هاى درخت خرماى خشك شده از ريشه بيرون

--> ( 1 ) آيه 7 و 8 ، از سورهء 69 : الحاقّة